محمد تقي جعفري

12

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

مثل دنيا مانند مسافرانى است كه راهى را رفته و سپرى نموده‌اند ، و مانند مردمى است كه علامتى را ديده و قصد وصول به آن نموده و به آن رسيده‌اند . آن كس كه مركب بسوى غايتى [ كه از آن تجاوز نخواهد كرد ] مىراند چه مدّتى حركت خواهد كرد كه به آن برسد و چه مقدار خواهد بود پايدارى كسى كه براى وى روزى مقرّر است كه از آن تجاوز نخواهد كرد و هم در آن حال براى وى جوينده اى سريع موكَّل است كه او را به طرف مرگ مىراند و براى وى عامل ناراحت كننده اى در دنيا هست تا دنيا را با اكراه پشت سر گذارد . ) در اين جملات مطالبى بسيار مهمّ در بارهء دنيا گوشزد شده است كه بقرار زير است : 1 - از اين دنيا اعراض كنيد كه دير يا زود از شما اعراض خواهد كرد . نمىگويم : واقعيّتها را ناديده بگيريد ، مىگويم : واقعيّتها را به خوبى ارزشيابى نماييد . نمىگويم : در ارتباط با دنيا كسل و سست و بيخيال باشيد ، مىگويم : با جدّىترين تكاپو در اين دنيا حركت كنيد پس از آنكه آن را شناخته باشيد . نمىگويم : از دنيا و از آنچه كه در آنست قهر كنيد ، بلكه مىگويم : با آن دنيا آشتى كنيد و به آن محبّت بورزيد كه براى رشد و اعتلاى خود ساخته‌ايد . اى مردم ، دنيائى كه بطور طبيعى شما را مىپروراند و مانند گهواره شما را به حركت درمىآورد ، دير يا زود شما را رها خواهد كرد . اين دنيا را رها كنيد ، يعنى هدف اعلاى جان گرانبهايتان را از اين دنيا كه عبارتست از برقرارى ارتباط ما بين خود طبيعى شما و يك مشت مادّه و مادّيّات ناآگاه ، نجوييد ، بلكه از آن دنيا بجوئيد كه خرد و وجدان و نمايندگان راستين فيّاض مطلق بوجود آوردنش را براى شما توصيه و دستور مىدهند . ممكن است شما بگوييد : تقسيم كردن دنيا به دو قسم ( دنياى طبيعى موجود و دنيائى كه سازندهء آن خرد و وجدان و نمايندگان الهى است ) چه معنى دارد مگر بيش از يك دنيا قابل تصوّر است بلى ، اى انسان ، اى موجود تكريم شده از طرف خدايش ، تفاوت ميان آن دو دنيا زياد است :